مزامیر
کتاب مزامیر که به <زبور داود> نیز شهرت دارد ، یکی از دلپذیر ترین کتب <کتاب مقدس> است . این کتاب مجموعه ای است از شعر و سرود که به زبانی شیوا ، روحیات و رویدادهای تاریخی قوم یهود را بیان می کند . بیشتر بخشهای این کتاب در زمان داود پادشاه و کمی بعد از آن نگارش یافته است . زبور داود را قوم یهود پس از بازگشت از اسارت بابل ، و به هنگام بازسازی خانه خدا ، بعنوان کتاب سرود بکار می برد . هفتادو دو مزمور را داود نوشته ؛ دو مزمور را سلیمان ، دوازده مزمور را آساف ، نه مزمور را خاندان قورح و بلاخره یک مزمور را موسی برشته تحریر در آورده . مزامیر روحیات مردم را در هنگام شادی و غم بیان می کند . از این کتاب می فهمیم که در هر روحیه و حالتی که باشیم می توانیم قلب خود را بسوی خدا بگشاییم و با وی رازو نیاز کنیم . همچنین ، در این کتاب با سرودهای زیبای پرستشی خدا آشنا می شویم . مطالب این کتاب به خواننده کمک می کند تا نه فقط مشکلات خود را با خداوند در میان بگذارد بلکه او را برای نعمتهایش ستایش کند . موضوع اصلی کتاب مزامیر < پرستش > است . این واژه بیش از دویست بار در این کتاب بکار رفته است . < توکل > و واژه های مشابه ، 57 بار بکار رفته است . آیه کلیدی این کتاب را می توان در 6:150 یافت : هر که جان در بدن دارد خداوند را ستایش کند ! خداوند را سپاس باد
مزامیر
کتاب مزامیر که به <زبور داود> نیز شهرت دارد ، یکی از دلپذیر ترین کتب <کتاب مقدس> است . این کتاب مجموعه ای است از شعر و سرود که به زبانی شیوا ، روحیات و رویدادهای تاریخی قوم یهود را بیان می کند . بیشتر بخشهای این کتاب در زمان داود پادشاه و کمی بعد از آن نگارش یافته است . زبور داود را قوم یهود پس از بازگشت از اسارت بابل ، و به هنگام بازسازی خانه خدا ، بعنوان کتاب سرود بکار می برد . هفتادو دو مزمور را داود نوشته ؛ دو مزمور را سلیمان ، دوازده مزمور را آساف ، نه مزمور را خاندان قورح و بلاخره یک مزمور را موسی برشته تحریر در آورده . مزامیر روحیات مردم را در هنگام شادی و غم بیان می کند . از این کتاب می فهمیم که در هر روحیه و حالتی که باشیم می توانیم قلب خود را بسوی خدا بگشاییم و با وی رازو نیاز کنیم . همچنین ، در این کتاب با سرودهای زیبای پرستشی خدا آشنا می شویم . مطالب این کتاب به خواننده کمک می کند تا نه فقط مشکلات خود را با خداوند در میان بگذارد بلکه او را برای نعمتهایش ستایش کند . موضوع اصلی کتاب مزامیر < پرستش > است . این واژه بیش از دویست بار در این کتاب بکار رفته است . < توکل > و واژه های مشابه ، 57 بار بکار رفته است . آیه کلیدی این کتاب را می توان در 6:150 یافت : هر که جان در بدن دارد خداوند را ستایش کند ! خداوند را سپاس باد
دوم سموئیل فصل 1
داود از مرگ شائول باخبر می شود
پس از کشته شدن شائول ، داود عمالیقی ها را سرکوب کرد و به شهر صقلغ بازگشت . سه روز از اقامت داود در صقلع می گذشت که از لشکر شائول یک نفر با لباس پاره ، در حالیکه روی سرش خاک ریخته بود ، به صقلغ آمده و در حضور داود تعظیم نموده ، به خاک افتاد . 3 داود از او پرسید : از کجا آمده ای ؟ جواب داد : از لشکر اسرائیل فرار کرده ام . 4 داود پرسید : به من بگو چه اتفاقی افتاده است ؟ جواب داد : تمام سربازان ما فرار کرده اند . عده زیادی از فرار ما کشته و مجروح شده اند . شائول و پسرش یوناتان هم کشته شده اند ! 5 داود از او پرسید : از کجا می دانی که شائول و پسرش یوناتان مرده اند ؟ 6 گفت : بر حسب تصادف ، در کوه جلبوع بودم که دیدم شائول به نیزه خود تکیه داده بود و عرابه ها و سواران دشمن هر لحظه به او نزدیکتر می شدند . 7 وقتی شائول چشمش به من افتاد مرا صدا زد . گفتم : بله آقا . 8 پرسید که کی هستم . گفتم : یک عمالیقی . 9 آنوقت التماس کرد : بیا و مرا بکش چون بسختی مجروح شده ام و می خواهم زودتر راحت شوم . 10 پس من هم او را کشتم ، چون می دانستم که زنده نمی ماند ، بعد تاج و بازوبندش را گرفتم و نزد آقای خویش آوردم . 11 داود و افرادش وقتی این خبر را شنیدند از شدت ناراحتی لباسهای خود را پاره کردند . 12 آنها برای شائول و پسرش یوناتان و قوم خداوند و بخاطر سربازان شهید اسرائیلی ، تمام روز روزه گرفته ، گریه کردند و به سوگواری پرداختند . 13 آنگاه داود به جوانی که این خبر را آورده بود گفت : تو اهل کجا هستی ؟ او جواب داد : من یک عمالیقی هستم ولی در سرزمین شما زندگی می کنم .14 داود به او گفت : چطور جرأت کردی پادشاه برگزیده خداوند را بکشی ؟ 15 سپس به یکی از افرادش دستور داد او را بکشد و آن مرد او را کشت . 16 داود گفت :تو خودت باعث مرگت شدی ، چون با زبان خودت اعتراف کردی که پادشاه برگزیده خداوند را کشته ای
مرثیه داود برای شائول و یوناتان
17و18 آنگاه داود این مرثیه را برای شائول و یوناتان نوشت و بعد دستور داد در سراسر اسرائیل خوانده شود . کلمات این مرثیه در کتاب یاشر نوشته شده است . 19 ای اسرائیل ، جلال تو بر فراز تپه ها از بین رفت . دلاوران تو به خاک افتاده اند !20 این را به فلسطینی ها نگویید ، مبادا شادی کنند . این را از شهرهای جت و اشقلون مخفی بدارید ، مبادا دختران خدانشناس فلسطین وجد نمایند . 21 ای کوه جلبوع ، کاش دیگر شبنم و باران بر تو نبارد ، کاش دیگر محصول غله در دامنت بروید ، زیرا در آنجا شائول و دلاوران اسرائیل مرده اند ، از این پس ، سپر شائول را روغن نخواهند مالید .22 شائول و یوناتان ، هر دو دشمنان نیرومند خود را کشتند و دست خالی از جنگ برنگشتند . 23 شائول و یوناتان چقدر محبوب و نازنین بودند ! در زندگی و در مرگ از هم جدا نشدند ! از عقابها سریعتر و از شیرها تواناتر بودند ! 24 ای زنان اسرائیل ، برای شائول گریه کنید . او شما را با لباسهای زیبا و گرانبها می پوشاند و با زر و زیور می آراست . 25 یوناتان بر فراز تپه ها کشته شده است . دلاوران در میدان جنگ افتاده اند . 26 ای برادر من یوناتان ، برای تو بسیار دلتنگم چقدر تو را دوست داشتم ! محبت تو برای من ، عمیق تر از محبت زنان بود !27 دلاوران به خاک افتاده و مرده اند . اسلحه آنها را به غنیمت برده اند
نگارش کتاب مقدس انجیل بر روی شبکه جهانی : توسط اندرو از توکیو
2005